بسم رب الشهدا و الصدیقین
تقدیم به لاله صابرین شهید محمد غفاری
سپاه صابرین حزب یقین
است
به روی حلقه آقا نگین است
شماها در
جـهان نایاب
هستید
به دور سفره ارباب هستید
محمد
جان تو بر ما نور عینی
شـهید مخلص راه حسینی
تو
در عرش الهی جای داری
به راه معرفت جاپای داری
شماها مخزن الاسرار هستید
أشدّاءٌ علی الكفّار هستید
تو مستی از می ناب
شهادت
كه هر كس را نباشد این سعادت
به
پشت دشمنانت نیش بودی
تو چمران زمان خویش بودی
تو سرباز یــــــــــــل اُمّ
البنینی
نماد شهر دارالمؤمنینی
فدای
ناله و راز و نیازت
فدای صوت زیبای نمازت
مزارت
قبله گاه اهل راز
است
بسان قبر پاك چیت ساز است
به كوری
دل و چشمان دشمن
پدر رخت سفیدی كرد برتن
ولی
این كار او تفسیر
دارد
به دشمن ضرب صد شمشیر دارد
محمدجان
تو ازجان دست شستی
به امر رهبری لبیك گفتی
تو علم
آموز دانشگاه عشقی تسلـّی بخش بانوی دمشقی
برای
رهبرم عمّار بودی
به جرأت میثم تمّار بودی
بنازم
قامت رعنا و
نازت
به شبها ناله و سوز و گدازت
تو كه
درراه حق غرق به خونی به
حق السّابقون السّابقونی
عزیزانت به
سینه سوز دارند
ز هجرانت غمی جانسوز دارند
ز اوصاف تو
و از تو شنیدن
« شنیدن كی بود مانند دیدن »
لباس خونی
تو پرچم ماست
بسان آیه های محكم ماست
تونوشیدی
ازآب حوض كوثر
زیارت كردی آن آقای
بی سر
دلیل عزّت
سردشت هستی
مقلِّد بر شه بی دست هستی
تو مصداق
عباد الصالحینی
بلی در پاسخ « هل من معینی»
به راه
مملكت بی خواب بودی
برای پر زدن بی تاب بودی
به جان خود
خریدی صد بلا را رضا كردی
شه كرب و بلا را
محمد جان
ببین خونت ثمر داد پژاك
آواره شد از بیخ و بنیاد
تو چون
قهّاری و صیّاد و چمران
درخشیدی به خاك پاك ایران
«خداوندا بحق هشت و
چارت»
بخون غلتیدگان راه پاكت
تو را
سوگند بر حلقوم اصغر
سه ساله دختر و ارباب بی سر
تو را
سوگند بر بازوی نیلی
كبودیهای جای ضرب سیلی
نگیر از ما
دمی نور
نگاهت
بگیر از ما پلیدیها و ظلمت
گل اشكم شبی وا میشد ای كاش
همه دردم مداوا میشد ای كاش»
« به هر كس قسمتی دادی خدایا
شهادت قسمت ما می شد ای كاش
شعر از صفایی
شادی روح شهدای صابرین صلوات
تهیه و تنظیم : خادم الزهرا(غفاری)